رواست گر من از این غصه...
-
تاریخ: 1401/3/31 ساعت: 10:01
عاره ولی دیگه امیدی به بهتر شدن ندارم، صرفا منتظرم وضعیت مثل یه بمب بترکه و امیدوارم قبل از این، دور شده باشم به اندازه کافی...دقیقا، تنها کاری که میشه کرد همینهAdblock test (Why?)
نمیدونم
-
تاریخ: 1401/3/31 ساعت: 10:01
چهارسال پیش اینا، اپ نوت گوشیم پر بود، بلاگ پست میذاشتم، توییت هم میکردم. الان استفادهم از همه اینا تو هفته به یه ساعت هم نمیرسه. انگار دیگه هرچقدر هم سعی کنم، نوشتنم نمیاد واقعا. Adblock test (Why?)
بیچهره
-
تاریخ: 1401/3/31 ساعت: 10:01
نگاه کردن به چشمهایم مرا میترساند؛ انگار ناشناخته باشند و چیزی را از خودم مخفی کنند. چهره خود را هم دیگر نمیشناسم، این ترکیب چشمها، بینی و دهان، حس میکنم هربار تغییر میکند. گاهی به رنگ دیگری است، گاهی به شکل دیگر. در این مورد عدم را به ابهام ترجیح میدهم. Adblock test (Why?)
Dedicated to Bad Writing
-
تاریخ: 1400/4/4 ساعت: 8:10
اوقاتی میگذرد از زمانی که اینگونه مینوشتم. نوشتن را این روزها سخت میدانم. کلمهها و جملهها از ذهنم میگذرند اما نمیتوانم تصویرِ نهاییِ پازلِ کلمات را تجسم کنم و قطعاتش را کنار هم بگذارم تا کامل شود. دچار یبوست نوشتاری شدهام لابد. همین متنِ چندْ سطریای هم که نوشتهام به صورت مکرر جاهایی از آن را خط زدم ...
landscape with flatiron
-
تاریخ: 1400/4/4 ساعت: 8:10
I have the same dream over and over. I wake up in the middle of the night drenched in sweat. I’ve been dreaming about dying slowly in pitch-blackness, but even after I wake up, the dream doesn’t end. This is the scariest part of the dream. I open my eyes, and my throat is absolutely dry. I go to the...
کوله پشتی سال جدید
-
تاریخ: 1400/4/4 ساعت: 8:10
فکر میکنم همگی سر عجیب بودن امسال همرای باشیم. سالی بود که هیچکدوممون انتظارشو نداشتیم و فک کنم حتی اگه فیکشنی هم قبلا نوشته شده بود واسه این وضعیت الانمون، نمیتونستیم با شخصیتاش ارتباط برقرار کنیم. این سال واسه من برخلاف خیلیا که میگن بد بوده واسشون، باید بگم که واسه من نقاط عطف مثبتش بیشتر بوده تا...
آشناپنداری یا مَرَضِ الگوسازی
-
تاریخ: 1400/4/4 ساعت: 8:10
این مطلب نظر شخصی بنده است و عاری از ایراد و اشکال نیست، اگر در قسمتی از این مطلب دچار اشتباهی شدهام، لطفا با ارسال نظر من را آگاه کنید. گمان میکنم همه ما در مقطعی از زندگیمان طرفدار یا fan یک شخصیت اینترنتی، سلبریتی و یا هنرپیشه و خواننده و از این قبیلها بودهایم و یا همین لحظه هستیم. نمیدانم متوجه ...
dot dot dot
-
تاریخ: 1400/4/4 ساعت: 8:10
I got so accustomed of taking to you that these days feel like glitches in my memory - like I can't remember them correctly or they just become a big blur after a while. I guess after all, passing time is something that we measure by our activities, activities that matter to us and now my sense of t...
Colorless
-
تاریخ: 1400/4/4 ساعت: 8:10
Just as before, he made the rounds sketching railroad stations and never missed a lecture at college. When he got up, he'd take a shower, wash his hair, and always brush his teeth after eating. He made his bed every mo ing, and ironed his own shirts. He did his best to keep busy. At night he read fo...
you kinda won't believe it
-
تاریخ: 1399/1/5 ساعت: 17:24
مث وقتی که بدنت هنوز گرمه و دردشو نمیفهمی...
هفتهای که گذشت!
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 10:01
این هفته رو میتونم بگم پرکارترین هفته زندگیم بود، از تدکس بگیر تا امتحان مبانی و ارائه طراحی وب و یادگرفتن ریاکت؛ ولی خب به قول یکی همه چیو امتحان کن تا بفهمی راهی که میخوای چیه و من با اینکه اینهم
TEDxUniversityOfIsfahan
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 10:01
همه اصفهانیا و همه کسایی که میتونن 6 دی توی اصفهان حضور داشته باشن رو دعوت میکنم به حضور در تدکس دانشگاه اصفهان. نمیدونم چقدر با TED آشنایی دارین ولی به نظرم ارزش حضور و شنیدن سخنرانیها رو داره. برا
آسمان
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:02
دیگر افق برایمان معنای خاصی ندارد، دیگر آسمان, شوری بر نمیانگیزد، برای ما موجودات بالدار، برای ما که پرواز را فراموش کردهایم. پ.ن: خیلی وقت بود پست نذاشته بودم، ولی الان officially I'm Back
غمزه
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:02
اگر چه مرغ زیرک بود حافظ در هواداری به تیر غمزه صیدش کرد چشم آن کمان ابرو + غلام چشم - محمدرضا شجریان
چشمهایش
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:02
گویند چرخیدن بیهوده است؛ گویم چرخیدن بیهوده است، مگر دور چشمهایش.
سینمای ناتمام
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:53
زندگی شده پر از تبلیغای خوب بین فیلمای اصغر فرهادی
ساعتا
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:53
ساعتا هم بعضی وقتا کاربردشون عوض میشه؛ از نشون دادن وقت روز تا چارنعل رفتن روی مغز. + جایی برای همیشه - سه نقطه
بیدارم و در کار توام هرشب و هر شب
-
تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 7:48
تا فکر تو اینجاست حرام است بخوابم که بخوابم
Burdun
-
تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 7:48
بار بزرگیست روی شانه هایم، گویی هر قطره اشک، هر ناله، هر فریاد، هر دردی که بوده از ابتدای خلقت، بار شده بر روی شانه هایم. اما این را میدانم که این بار سنگین نیست ولی، خرد میشوم زیر باری که اشک تو و درد تو روی آن انباشته شود.
Paroxysm of Happiness
-
تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 7:48
به تماشای آسمان میایستم، به حرکت ابرها در روشنی آفتاب، به چشمک ستارگان در تاریکی شب. همه دنیا را به آغوش چشمهایم میکشم اما هیچ که هیچ. فکرهایم به پرواز در میآیند، پاهایم به حرکت میافتند. فایدهی